|
درسا ناز مامان و بابا
( بسم الله الرحمن الرحیم وان یکاد الذین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمعوا الذکر و یقولون انه لمجنون و ما هو الا ذکر للعالمین)
| ||
|
دیروز توی مهد براشون جشن یلدا گرفتن. موقعی که رفتیم دنبالش بهش گفتم مامان چه خبر بود خوش گذشت. درسا:مامانی جشن یددا داشتیم. پایین مهد بود. آقاهه آهنگ زد. ما شعر خوندیم. خاله... گفت صداتونو ببرید بالا آش خوردیم.شیرینی خوردیم. آقاهه عکس گرفت. اون اقاهه که آهنگ میزد پسر داشت. اسمش چی بود من: نمی دونم مامان درسا: مامان اون یکی آقاهه هم جوون بود ولی پسر نداشت.
[ چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۱۱ ق.ظ ] [ ]
درسا: مامانی من: جانم مامان درسا:مامانی برام دلسکو می خری؟ من: چی؟ دلسکو چیه؟ درسا: مامان دلسکو، که باهاش ستارهها رو نگاه کنم من: الهی مامان قربونت، تلسکوپ؟ درسا: آره مامانی من: [ شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۸:٥٢ ق.ظ ] [ ]
درسا: مامان بیا یه چیزی نشونت بدم من: چیه عزیزم درسا: مامان بیا یه چیزی توی اتاقمه من: مامان ببین حالم خوب نیست نمی تونم درسا: مامان، گلم، اشتال نداره دستو بده به من،نگران نباش، من بلندت میکنم من: [ یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۸:٤٢ ق.ظ ] [ ]
|
![]() ![]() | |
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||